تبلیغات
آریو فیلم

آریو فیلم
سینما زیبا ترین فریب در دنیا 
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی
ابر برچسب ها




آپلود عکس
فریاد بزن که کربلا ماتم نیست

میراث حسین، درد و داغ و غم نیست

 

جان مایه ی نهضت حسینی اینست:

"هر کس که به ظلم تن دهد، آدم نیست"




طبقه بندی: اطلاعیه، 
[ یکشنبه 9 مهر 1396 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ Ario360 ]
  
وقی از من می‌پرسند چه شد فیلمساز شدی؟
من می‌گویم تصادفی!
ولی قضیه خیلی هم تصادفی نبود و بیشتر شرایط فراهم شد. 
من کنکور هنرهای زیبا را دادم و رد شدم.
بعد در اداره پلیس راه استخدام شدم.
سال آینده‌اش به کلی این قضیه را فراموش کرده بودم.
که به سراغ یکی از دوستانم به نام عباس کهنداری که کتابفروشی و خرازی داشت رفتم.
او به من پیشنهاد کرد برویم سر پل تجریش
ولی من گیوه پام بود و نمی‌توانستم همراه او بروم.
بعد کفش‌های او را پوشیدم و با هم رفتیم.
سر پل یکی از دوستانم را دیدم و او پیشنهاد کرد با هم به خانه فرهاد اشتری شاعر برویم.
به اتفاق رفتیم، در خانه‌ی اشتری یک آقای نقاشی بود، که وقتی فهمید من در کنکور رد شده‌ام، از من پرسید کلاس رفتی یا نه!؟
او به من توصیه کرد در کلاس طراحی اسمم را بنویسم و سال بعد کنکور شرکت کنم، من در رو دربایستی که داشتم
در آن کلاس اسم نوشتم.
سال بعد کنکور دادم و قبول شدم.
بعد نقاشی تبلیغاتی کردم
بعد فیلم تبلیغاتی ساختم و به همین طریق با مکانیزم دوربین آشنا شدم و...

حالا فکر می‌کنم اگر کفش ‌های دوستم به پای من نخورده بود من الان بازنشسته ی وزارت راه بودم .
گاهی زندگی آدم به چیزهایی مانند مو بستگی دارد.

( یکم تیرماه زادروز عباس کیارستمی) 
یادش گرامی

(( ما را در تلگرام دنبال کنید :  @Ariofilm360 ))



طبقه بندی: کارگردانان، 
[ یکشنبه 4 تیر 1396 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ Ario360 ]

 

" نق زدن " و " نقد کردن "

 

' ادوارد سعید '

متفکر و منتقد فلسطینی تبار در کتاب  “روشنفکر کیست؟ روشنفکری چیست؟ ” ، می گوید:

 

وظیفه روشنفکر،  “ نقد نهادهای قدرت ” است.

یک اصل مهم که در طول تاریخ در عرض جغرافیا به اثبات رسیده است این است که قدرت بدون نقد فساد می آورد.

 

اخلاقی ترین آدم ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند، اگر به طور جدی با نظارت و نقد کنترل نشوند، دچار “خودشیفتگی” می شوند و پس از این به باتلاق “ ایدئوکراسی” فرو می غلتند ( یعنی “مذهب حافظ قدرت” ) و پس از آن هرچه بر دیگران مکروه و حرام است، بر “سلطان” مباح می گردد.

 

به همین دلیل در جامعه، روشنفکر نقد می کند و نقد می کند تا نهادهای قدرت “سالم” بمانند.

 

یکی از ویژگی هایی که روشنفکر را از “ روشنفکرنما ” یا همان “روشنفکر مآب” جدا می کند این است که روشنفکر مآب “نقد” نمی کند، بلکه “نق می زند”. نقد کردن کار آسانی نیست.

 

شما برای نقد کردنِ مدیریتِ یک سیستم، لازم است تاریخچه و گردش کار این سیستم را بدانید، آمار و ارقام مربوط به این سیستم را مرور کنید و با فرآیند تجزیه و تحلیل اطلاعات آشنا باشید.

پس نقد کردن تخصص و مهارت و صرف وقت و انرژی می خواهد. اما شما می توانید راجع به هر چیزی نق بزنید بدون این که کمترین وقتی صرف مطالعه و پژوهش آن کرده باشید!

 

“نق زدن” یک فرایند “هیجان مدار” است. یعنی ما با نق زدن آرام تر می شویم، خشم و غم مان را با دیگران در میان می گذریم و “درد دل” می کنیم، اما “نقد کردن” یک فرایند “مسأله مدار” است، ما هنگام نقد ، خودمان را سبک نمی کنیم، بلکه مساله را “حلّاجی” و زیر و رو می کنیم.

 

“نق زدن” مخاطب تعریف شده ای ندارد، کافی است گوش مفت بیابی، آن وقت می توانی شروع به نق زدن کنی، ولی نقد کردن، مخاطب تعریف شده ای دارد. مخاطبِ روشنفکر پیش از همه، خود نهادهای قدرت اند و سپس کارشناسان، گروه های ذی نفع، رسانه ها و سایرین

 

نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی، نیاز به شهامت و شجاعت دارد، شجاعت پرداخت هزینه ! شما می توانید در هر مهمانی که می نشینید و هر تاکسی که سوار می شوید نق بزنید، کسی کاری به کار شما ندارد!

 

ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه ها ارسال کنید، باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید؛ بنابرین یکی دیگر از ویژگی های روشنفکران که آن ها را از روشنفکرمآبان جدا می کند ،“ شجاعت ” است.

 

البته اینجا لازم است راجع به گروهی از روشنفکران توضیح دهم که کار سخت تری در پیش می گیرند و آن آگاه سازی توده های مردم است.

کسی که قرار است توده های مردم را آگاه نماید، از یک سو باید دارای دانش و مهارت نقد باشد و از سویی باید بتواند با زبان غیر تخصصی سخن بگوید.

 

این کار شبیه “بند بازی” است. اگر کمی تخصصی تر سخن بگوید، مخاطبانش سخنش را نمی فهمند و اگر کمی عوامانه تر سخن بگوید، به سرعت دچار “پوپولیسم” - عوام زدگی –می شود!

 

بسیاری از روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشتند یا از این طرف یا از آن طرف فرو افتادند. با این حال این قلمرو پر خطر را نباید خالی گذاشت؛ چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو، جا را برای “پوپولیست های واقعی” باز می کنیم، کسانی که به جای نوشتن کلمه “مار” ،شکل “مار” را طراحی می کنند.

 

ویژگی مهم روشنفکران این است که تشکّل و شبکه سازی می کنند، روشنفکر اهل انزوا و در خود فرورفتن نیست.

او از جامعه قهر نمی کند و ناامید نیز نمی شود؛ چرا که از ابتدا هم توقع تغییرات دراماتیک نداشته است. روشنفکرمآب ها ناامید و سرخورده اند.

شاید برخی از آن ها روشنفکرهایی بوده اند که توقع زیادی از مردم و جامعه داشته اند، آن ها به دنبال “اتوپیا” - مدینه فاضل – بوده اند و ناکام مانده اند.

 

روشنفکر به حرکت دائمی و پله پله اجتماع امیدوار است؛ بنابراین تماسش را با جامعه حفظ می کند و تیم و تشکّل می سازد. منظور از تشکل، محفل نیست، بلکه نهادهای مدنی است، نهادهای مدنی شناسنامه دار که به طو ر دائمی رشد می کنند و با جامعه ی بیرون از خود ارتباط برقرار میکنند، اثر می گذارند و اثر می پذیرند.

 

 

(( ما را در تلگرام دنبال کنید :  @Ariofilm360 ))

 




طبقه بندی: مقالات، 
[ جمعه 12 خرداد 1396 ] [ 11:30 ب.ظ ] [ Ario360 ]

 


زن تحت تاثیر (1974)

نویسنده و کارگردان: جان کاساویتس

بازیگران: جنا رولندز – پیتر فالک – ماتیو لابورتو

 

 

به کاساویتس لقب پدر فیلمسازی مستقل و ابداع‌ گر فرم‌ها را داده اند کسی که در زمان خود آنگونه که باید قدرش دانسته نشد.

کاساوتیس از نخستین کسانی‌ است که با جمع‌کردن پول از دوستانش یا گرو گذاشتن خانه‌اش و تن ندادن به مناسبات هالیوود و تهیه‌کننده‌ها در امریکا  فیلم‌های مستقل و ماندگاری ساخت. مجله معتیبر نیویورکر درباره‌اش نوشت کاساوتیس را می‌توانیم یکی از تاثیرگذارترین کارگردانان امریکایی نیم قرن گذشته بدانیم. کاساوتیس همچنین خود را از قید ستاره‌سازی هالیوودی خلاص کرد و بهترین آثارش را با گروه ثابت دوستانه ساخت و همسرش جینا رولندز در چند فیلم او بازی‌های درخشان و ماندگاری ارائه داد (از جمله بهترین بازی اش در همین فیلم زن تحت تاثیر) و نامش در تاریخ بازیگری سینما جاودان شد. کاساوتیس سال ۱۹۸۹ در ۵۹ سالگی از التهاب شدید کبد درگذشت. زمان مرگ، بیشتر از ۴۰ فیلمنامه نوشته بود که نتوانست آنها را بسازد، رُمان «شوهران» را هم که فیلمش را پیش‌تر ساخته بود، آماده چاپ داشت

 

 

بیان تصویری متفاوت  و قوی در کنار بازی های طبیعی و بداهه پردازی های حساب شده در خدمت کالبد شکافی روح  خانواده ها ی طبقه ی متوسط  آمریکایی به حد کافی بیانگر تمایز او با سیستم هالیوود هست و به شخصه  تلاش ها و استقامت این مرد در این زمینه برام ستودنیه در همین ارتباط به صحبت های مارتین  اسکورسیزی توجه کنید:

وقتی عبارت «فیلمساز مستقل» را می‌شنوم، به سرعت یادِ جان کاساویتس می‌افتم. او مستقل‌ترین فیلمسازِ مستقل بود. برای من، او یک راهنما و معلم بود و هنوز هم هست. بدون حمایت و مشاوره‌ی او، نمیدانم چه سرنوشتی به‌عنوان یک فیلمساز می‌داشتم. این سوال که «یک فیلمساز مستقل کیست؟» چندان ارتباطی با حضور در درون و یا بیرونِ صنعت سینما و یا اینکه شما در نیویورک زندگی می‌کنید یا لس‌آنجلس، ندارد. این مسئله‌ای مرتبط با اراده و توانایی‌ست؛ اینکه به‌حدی مشتاق باشید تا چیزی را بگوئید که چنان محکم و قاطع باشد که هیچ‌چیز و هیچ‌کس نتواند شما را متوقف کند. هرگاه فیلمساز جوانی را می‌بینم که خواستار راهنمایی و مشورت است، به او می‌گویم که جان کاساویتس را الگو قرار دهد؛ منبعی از اراده و توانایی فوق‌العاده. جان این امکان برای من فراهم آورد تا بتوانم واقعا در مورد ساختن یک فیلم فکر کنم؛ چیزی که دیوانه کننده است چون چالشی بس عظیم است و شما فقط وقتی به عظمت آن پی می‌برید که آن را انجام می‌دهید. هرچند، آن موقع دیگر دیر شده.

هیچ‌چیز غیر از خدا نمی‌توانست کاساویتس را متوقف کند و در نهایت او (خدا) این کار را کرد. جان خیلی زود مُرد، اما فیلم‌ها و تمثیل‌های او کماکان بسیار زنده‌اند. او یکبار به من گفت: «اگر بخواهی فیلم بسازی نباید از هیچ‌چیز و هیچ‌کس ابائی داشته باشی». این واقعا به‌همین سادگی‌ست. شما باید به اندازه‌ی او سفت و سخت باشید. او یکی از نیروهای طبیعت بود.

 

 




طبقه بندی: سینمای پنهان، 
[ سه شنبه 23 آذر 1395 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ Ario360 ]


 

به نام حضرت دوست  ,یار سرمد , حبیب ازلی , رحمان بی ریا  ,رفیق اعلی , حقیقت پایدار

 

 - ‌آخرش روزی بهار خنده هامان می رسد

پس بیا با عشق

فصل بغضمان را رد کنیم...

"قیصر امین پور"

 

 

سالی که گذشت هم , داشت از آدم هایی که آمدند و رفتند و برنامه هایی که شکست خوردند و اتفاقاتی که نفهمیدیم  چه بودند و همگی شدند تجربه...

داشت از آدم هایی که آمدند و ماندند و شدند تکیه گاه از برنامه هایی که طبق نقشه پیش رفتند و شدند محرک برنامه های بعدی ...

داشت روز هایی که سخت گذشتند و کسی نفهمید چه گذشت بر ما ,حتی خودمان و روزهایی که همه چیز آماده بود برای خوشبختی به غیر از خودمان و روزهایی هم که  از دستمان در رفت و بعد ها فهمیدیم خوشحال بودیم از ته قلبمان...

داشت از اتفاقاتی که در جا خشکمان کرد ,چون اصل اتفاق را به ارث برده بودند :غافلگیری!!! و بهترین راهکار را در این میدیدیم که هیچ کاری نکنینم...

داشت از حرف هایی که قلبمان را گرم کرد و تصاویری که وجودمان را یخ...

داشت آدم هایی که میخواستی با تمام وجود بغلشان کنی چون پرچم سفید انسانیت را در دستشان میدیدی و کسانی هم بودند که ... بگذریم...

داشت از تجربه ی اولین های زندگیمان و همینطور هم از تکرار خسته کننده ی مکررات...

و خیلی داشتن های دیگر ...

 

 و اگر شما داشتید این داشتنها را بهتان تبریک می گویم چون همین ها در کنار هم میشوند زندگی , با تمام خوبی ها و تلخی هایی که برایمان به جا می گذارند...

پس به افتخار 365 روزی که ایستادیمو جنگیدیم و به افتخار راند بعدی که می ایستیمو می جنگیم...

و دعای آخر سالمان هم باشد این که : پروردگارا به نران سرزمینم مردانگی و به زنان آن حیا و به تمامی مردمانش شعور و انسانیت عطا فرما...

 

 

29  اسفند 1394

سال نو مبارک

دوستدار همیشگیتان

رضا عسگری

یاحق

 

 




طبقه بندی: مقالات، 
[ شنبه 29 اسفند 1394 ] [ 10:10 ق.ظ ] [ Ario360 ]

یادداشتی کوتاه بر فیلم "او"

-  تنهایی انسان معاصر

 

حقیقتا اینکه یه فیلم,  که بیشتر قاب هاش کلوز اپ و مدیوم شاته و بیشتر سکانس ها فقط رد و بدل کردن دیالوگ کاراکتر اصلی با یه صدا باشه و شما رو دو ساعت روی صندلیتون نگه داره احترام برانگیزه و این عمل بدون شک هنر اسپایک جونز در کارگردانی و فیلمنامه نویسی درست و همچنین بازیگری پخته ی خواکیم فینیکس رو به رخ میکشه. فینیکس در کنار بازیگرایی مثل دی لوئیس , ادوارد نورتن و جارد لتو و... جزء لیست بازیگرانی با انتخابای خاص هستند که همیشه چیز جدیدی برای ارائه داشتند.

بازی ها در این فیلم رو بخوام به طور خلاصه بگم روایت عریانی از احساساته که به شکل فوق العاده ی داخل قاب قرار گرفته شده و شما رو به فکر می اندازه حتی حرکات بازیگران رهگذری که چند فریم بیشتر اونا رو نداریم , و این چیزیه که مخاطب رو به فکر می بره چون دقیقا حادثه ایه که توی زندگی واقعی اتفاق میفته ولی ما به راحتی از کنارش رد میشیم چون نگاه دقیق دوربین رو نداریم.

فیلم دارای یک میزانسن و اتمسفر قوی و منسجمه که به شما حس خوبی رو القا می کنه از طراحی صحنه و لباس و نورپردازی و تصویر برداری و به ویژه موسیقی معرکه ی اثر که همگی در خدمت هدف اصلی یعنی تحت تاثیر گذاشتن مخاطب به صورتی عمیق اند.

فلسفه ی کلی فیلمنامه ی کار رو می تونم توی دیالوگی که سیستم عامل از تیموتی می پرسه خلاصه کنم که: زنده بودن تو اون اتاق الان چه حسی داره؟!؟

"او" فیلمی بود که بعد از اتماش سریعا رفت توی لیست ((ده عاشقانه ی برتر من)) و اگه توی سینما میدیدمش مطمئنا تا آخر اسامی پایانی روی پا می ایستادم و برای این فیلم با افتخار دست می زدم. بنابر این به شدت توصیه می کنم که "او" را ببینید ترجیحا در یک وضعیت آرام و ریلکس.


طبقه بندی: نقد فیلم، 
[ شنبه 29 اسفند 1394 ] [ 10:07 ق.ظ ] [ Ario360 ]

  1.  
  2. کوتاه برای فیلم "شلاق"
  3. - و اما اراده داستان باشکوه تمام دوران ها

فیلم با ریتم و تمپوی خوب فیلمیه که حواستو جوری پرت کنه که نفهمی شام نخوردیو بدون توقف  تو رو تا اخر ماجرا بکشونه "شلاق" همون چیزیه که ازش حرف میزنم یه کارگردانیه  خوب بازیه معرکه ی جی کی سیمونز و مایلس تلر و تصویر برداریه پویا و صداگذاری بی نقص این کار رو تبدیل به اثری می کنه که پیشنهاد می کنم خیلی زود زود برید ببینیدش




طبقه بندی: نقد فیلم، 
[ شنبه 29 اسفند 1394 ] [ 10:06 ق.ظ ] [ Ario360 ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • paper | ریه | وبلاگ شخصی